تبلیغات
عشقه دو حرفی
ما از خاک آمده ایم و به خاک بازمیگردیم
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

www.shereno.com دانلود رایگان کتابهای الکترونیکی فارسی
اوقات شرعی
تور
ابزار وبلاگنویسان

- جلوی گریه خود را نگیرید و گه گاهی گریه كنید.

2- دست كم روزی 15 دقیقه را در سكوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و نیز چیزهایی كه دارید فكر كنید. سكوت عصاره‌ ی آرامش است، با زور نمی‌ توان آن را ایجاد كرد، باید زمانی كه فرا رسید آن را بپذیرید. اگر برایتان امکان دارد دست كم روزی یك ساعت، تنها به اتاقی بروید و در را به روی خود ببندید.

3- افراد آرام به خود می ‌گویند كه برای تغییر گذشته كاری نمی ‌توان كرد، آنگاه از فكر ادامه زندگی لذت می ‌برند.

4- وقتی احساس می ‌كنید كه سرتان پر از فكرهای جور و واجور است و جای خالی در آن نیست، با قدم زدن، آنها را پاك كنید.

5- اگر نتوانید كسی را ببخشید، افكار خشمگین‌ تان شما را برای همیشه با این افراد مرتبط خواهد كرد. شاد كردن دیگران، باعث آرامش می ‌شود.


ادامه مطلب

نوشته شده توسط :mahnazgh tf
پنجشنبه 15 دی 1390-10:26 ق.ظ

داغ کن - کلوب دات کام

خدا می خواست امتحانم کند. ولی خداجون امتحانت خیلی سخت بود...خیلی سخت... .

دلم گرفته ازاین رویای غمگین وسرد. از رویایی که آدمهای تو اجازه ام نمی دهند که بگویم. رویایی که غمگین شده است ومن توانایی گرمی بخشش را ندارم. رویایی که شبم را رنگین می کرد.

دلم گرفته، ازآسمان، که دیگر برایم نمی بارد. آن وقتها وقتی دلم می گرفت باران می بارید ومن زیرباران قدم میزدم، زمانی می شد که باهم می خندیدیم. ولی انگار حالا همه با من قهراند و همه فکر می کنند من قهرم. دیگر حوصله هیچ چیز را ندارم. من نه از سنگم. قلبم از نرم نرمک میپژمرد و هیچ کسی نیست که دراین سرزمین مرا یاد کند. تنم سخت است و دلم ... .


دلم گرفته از زمین و زمان. دلم گرفته... . خنجرکی که برسینه ام خورده و مرهمش نوش دارو ست و پادشاه کیکاووس.

من از نزدیک خورده ام، من مرده ام وهیچ کسی نیست که بداند و درک کند. من نه شادم و نه خوشحال. من نه سبز  و نه خرم. من نه آنم و نه این. و من هیچم و هیچ من.

دلم گرفته از خودم. از کلام و همنفسم. از درد و درمانم. از زخم و لبهایم و از قلب و اشک هایم. کلامم بر همنفسم می تازد. دردم را درمان فراموش شده است. زخمم را بوسه ام بر لب نیست. و قلبم که اشکم را نه به شادی و نه از غم، زمنزل گاه خود بیرون می راند. و من باز تنهای تنهایم. همانند 21 سال و 2 ماه و 10 روز پیش. همانند ... همین حالا. من تنهای تنهایم و هیچ کسی نیست که مرا دراین تنهایی یاری کند.

دلم گرفته از خدا...آره از خدا هم دلم گرفته. چون خداهم کمکم نمی کنه. هر که درکلبه ی تنهاییم آمد ، خود گم شد و نتوانست برتنهاییم یاوری باشد. هر که آمد بر دلم تاخت و خاکی بلند کرد و با چوب سواری اش لکه زخمی بر دلم گذاشت و تاخت. من خدارا داشتم. خدا را دوست می انگاشتم وخدا مرا دوست می داشت. به دلم بد افتاده. به دلم ناخلف راه داده. من دلم ازدروغ بیزاراست، نمیدانم چرا دروغ را به لبم فرستاده. خدایا! نازنینم! بهترینم! یاور شبهای بی کسی ام. جز توکسی که از دلم خبر ندارد. جز تو کسی که از من کلامی ندارد. جز تو کسی که مرا ادراکی ندارد...چرا اینگونه بر سرم می کنی؟... چرا بر دلم تار رسوایی می زنی. گله کردم چون گله مندم. بی اشکم چون یک مردم. قدم می زنم چون غرورم را دوست دارم. ولی برای من، که غروری ندارم... . خدای من، بر دلم صبرت روانه دار که مرا دیوانه ی میخانه می کند این دل. رسوای عالم می کند بی هیچ، و نابود دریایی می کند بی حتی یک تکه چوب. هر کسی به فکر خودش شد یار من، و هیچ ندانست من که ام و چه؟

دلم از تو تنگ است... نه ... برای تو تنگ است. همیشه حرفایم را گوش دادی و هیچ نخواستی. همیشه درسهایم یاد دادی و هیچ بر دستم نزدی. ولی  من مرده ای هستم که جسمش برای آبروی یک انسان حرکت می کند، حرف می زند و برای آنکه دوست دارد دعا می خواند...

دلم گرفته از ... .

از هیچ کس دلم نگرفته... ولی چرا مرا هیچ کسی نیست که درک کند؟ چرا هیچ کسی نیست که مرا یاری کند ... چرا؟ و باز آه ی و بخاری و خدایی ولی با این تفاوت که بلند من فریاد می زنم ای خدا:



نوشته شده توسط :mahnazgh tf
پنجشنبه 15 دی 1390-09:47 ق.ظ

داغ کن - کلوب دات کام

دلم گرفته اشکام پایین میاد رو گونم نمیدونم چی باید بگم..........

نوشته شده توسط :mahnazgh tf
پنجشنبه 15 دی 1390-09:42 ق.ظ

داغ کن - کلوب دات کام


شب یَلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می‌گیرند.

این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش‌تر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.


ادامه مطلب

نوشته شده توسط :mahnazgh tf
چهارشنبه 30 آذر 1390-03:53 ب.ظ

داغ کن - کلوب دات کام


بهت گفتم عاشق نشم بهتره
شنیدی ولی راهمون این نشد !
بهت گفتم اما یه لحظه چشات
من عاشق شدم حتا غمگین نشد …

بهت گفتم عاشق نشم بهتره
تو چشمات و بستی هوا سرد شد
توو یک لحظه دل بستی و تو یه آن
کنارم بمون هات !!!برگرد شد …

به من حق بده از تو برگردم و با تنهایی و هق هقم سر کنم
به من حق بده دیگه عاشق نشم ، به من حق بده بلکه باور کنم

من از یاد تو رفتم و قانعم
به اینکه هنوز یاد تو با منه
به اینکه هنوز داره رویای تو
به خواب منه خسته سر می زنه

نمی خوام کسی از تو دورم کنه
نه ! نمی خوام که یاد تو یادم بره
بهم حق بده دیگه عاشق نشم
بهت گفتم عاشق نشم بهتره

ه من حق بده از تو برگردم و با تنهایی و هق هقم سر کنم
به من حق بده دیگه عاشق نشم ، به من حق بده بلکه باور کنم


ترانه سرا: گوروش سمیعی
خواننده : میثاق جوهری
آهنگساز: نیکان


دانلود


نوشته شده توسط :mahnazgh tf
سه شنبه 22 آذر 1390-06:28 ب.ظ

داغ کن - کلوب دات کام

چون پارتی داشتم در نشست های محرمانه شرکت می کردم! (+عکس)

ایا میدانید در كازینو های قماربازی las Vegas هیچ ساعتی وجود نداره
ایا میدانید فضانوردان نباید قبل از رفتن به فضا لوبیا بخورند.چون باد شكم لباس فضا را خراب میکنه
ایا میدانید مایع موجود در نارگیل نارس را می توان بجای پلاسمای خون استفاده كرد
ایا میدانید درخت بلوط تا قبل از پنجاه سالگی میوه نمی دهد
ایا میدانید اولین محصولی كه بر روی آن باركد زده شد آدامس Wrigley بود
ایا میدانید تنها شاه دل در میان شاههای پاسور سبیل ندارد
ایا میدانید زهره تنها سیاره ای است كه در جهت عقربه های ساعت بدور خودش می چرخد
ایا میدانید بیشتر گرد و غبار موجود در منزل از پوست مرده ای است كه از بدن شما می ریزد
ایا میدانید مروارید در سركه حل می شود
ایا میدانید بالا بردن گاو از پله ها امكان پذیر است ،اما پائین آوردن انها از پله امكان ندارد
ایا میدانید كواك اردك تنها صدایی است كه بازتابندارد و هیچ كسی هم دلیل آنرا نمی داند


ادامه مطلب

نوشته شده توسط :mahnazgh tf
پنجشنبه 10 آذر 1390-06:52 ب.ظ

داغ کن - کلوب دات کام





متن زیارت عاشورا : 

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا خِیَرَةَ اللَّهِ و َابْنَ خِیَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ و َابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ

سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش سلام بر تو اى فرزند امیر مؤ منان و فرزند آقاى اوصیاء


اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ

سلام بر تو اى فرزند فاطمه بانوى زنان جهانیان سلام بر تو اى که خدا خونخواهیش کند و فرزند چنین کسى و اى کشته اى که انتقام کشته گانت نگرفتى

 
ادامه مطالب بروید...

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :mahnazgh tf
چهارشنبه 9 آذر 1390-06:39 ب.ظ

داغ کن - کلوب دات کام

http://www.mums.ac.ir/shares/student/khaksarj1/basij/26171194_4c61cd9343.jpg

این روزا همه جا سخن از بسیج وبسیجی می باشد از هر کس می پرسی بسیج یعنی چه؟ وبسیجی کیست؟

هرکس یک پاسخی می گوید؛ اما یک تعریف از همه تعاریف جامع تراست که بیان نمی شود وبسیاری از آن بی خبرند و باعث شد فتنه 88 ایجاد شود .

 تعریف جامع را ازکلام امام خمینی ره که بر اساس آن واژه بسیج را به صورت کلید واژه درآورد می دانیم.

 اکنون وظیفه  ما بسیجی ها می باشد که در هفته بسیج، بسیجی وار درابلاغ این مفهوم ،نه فقط برای رساندن مفهوم بلکه دراجرایی شدن آن  کوشا باشیم !

چرا که این دنیا دنیای عمل است  وکوچکترین عمل ما هم به حساب می آید....

اما کلید واژه بسیج:

1-   باء بسیج به معنای بصیرت

2-   سین بسیج به معنای سازندکی

3-   یاء بسیج به معنای یاری کننده

4-   جیم بسیج به معنای جهاد می باشد

انتظار می رود یک بسیجی به معنای حقیقی این چهار کلید واژه را دارا باشد که باهر کس روبرو شود بدون آن که خود را معرفی کند آن ها بگویند بسیجی می باشد!

بصیرت که حرف اول را می زند باعث می شود بسیجی را از شبهات دور کند،هیچگاه ابزار دست دشمن نشود وبا بصیرتش تصمیم بگیرد نه با بصیرش و...

سازندگی که حرف دوم را می زند پس از بصیرت جلوه می کند ولی متاسفانه عده ای فقط به تظاهر شعارخود قرار دادند ...

اما همه ما مشاهده کردیم که سازندگی بدون بصیرت عملی نیست ...

یاری کردنکه حرف سوم را می زند بدون بصیرت وسازندگی جلوه نمی کندوبه طور حقیقی میسر نیست...

جهاد که حرف آخر را می زند  بدون بصیرت وسازندگی ویاری کردن جلوای ندارد ومیسر نمی باشد چنانچه رسول اکرم صلوات الله علیه واله هنگامی که جنگ های سخت را پشت سر گذاشتند وپیروز بر گشتند به سربازانش فرمود اکنون نوبت جهاد اکبر است که برخی پرسیدند یا رسول الله این همه درگیری وخون دادن ها مگر جهاد بزرگ نبود حضرت فرمود خیر جهاد اکبر جهاد با نفستان می باشد که با بصیرت وخودسازی محقق می شود واین حرف آخر است برای رسیدن به کمال ...

قطعا یک فرد باید از تونل بصیرت،سازندگی ،یاری کردن ، وجهاد عبور کند تا بتواند به مقصد برسد وهمه این ها محقق نمی شود مگر اینکه بطنش از حلال پرشده باشد برای مثال در کربلا از امام حسین علیه السلام پرسیدن این ها که شما را می شناختند ومی دانستند که فرزند رسول الله هستید پس چرا مقابل شما در جبهه باطل ایستادند حضرت فرمود: زیرا بطن هایشان از حرام پر شده ..کسی که شکمش از حرام پرشده باشد نور را نمی بیند امامش را نمی بیند حسین بن علی را با یزید یکی می بیند ، رهبرش را با اوباما یکی می داند و.... 

 (راوی می گوید: پس از واقعه کربلا از گروهی که با امام حسین علیه السلام آشنا بودند پرسیدند چرا امامتان را یاری نکردید گفتند اخه ما نفهمیدیم حسین ابن علی «علیه السلام» راست می گوید یا یزید ابن معاویه «لعنةالله علیه» !!!)

اللهم عجل لولیک الفرج

    منبع:سایت پایگاه بسیج شهید تندگویان
http://www.mums.ac.ir/shares/student/khaksarj1/basij/3452544513acea4967.jpg


نوشته شده توسط :mahnazgh tf
شنبه 5 آذر 1390-10:30 ق.ظ

داغ کن - کلوب دات کام

و حسین ( ع) چون برزمین فتاد،

چشمه عشق افلاكى،از خاك جوشیده و زمین و زمان درهم پیچید.
 
زمان برمدار عاشورا و زمین برگرد كربلا، به طواف آمد

و از آن روز هر لحظه عاشورا شد و هر جا كربلا .

نام حسین در همه عالم پیچید

امروز چون بیرق عزاى حسین ( ع) برافراشته مى‏شود،

عالم در مصیبت ‏سنگین او به سوگ مى‏نشیند


طرح گرافیکی شهادت امام حسین - سالار شهیدان - محرم - کلیک کنید




نوشته شده توسط :mahnazgh tf
پنجشنبه 3 آذر 1390-11:41 ق.ظ

داغ کن - کلوب دات کام

تو عوض شدی نگو نه............عزیزم بگو که چت شد

تو نخواستی یا دل من ...........اشتباهی عاشقت شد

دلتو به قلب تنهام نسپردیو سپردم...........حالا میفهمم که اصلا من به درد تو نخوردم

چی میشد اگه عوض شه .......... لحظه ای جای من و تو

وای چقد فاصله داره ................ فکرو حرفای منو تو

مگه مثل من عزیزم کسی هست تو اون حوالی........مثه من سر کنه با تو روزگارشو خیالی

چی میشه وقتی که تنهام...........توی اوج گوشه گیری

تو بیای آروم کنارم...........دستای منو بگیری

چی میشه وقتی که نیستم ...........بری گوشه اتاقت

از رو دلتنگی مثه من...........گریه ها بیان سراغت...... گریه ها بیان سراغت

چی میشه بشنوم از تو.............. کسی غیر من نداری

خیلی دوس دارم به جز من ..........به کسی محل نذاری

خیلی دوس دارم تو این عشق .........حس کنم پای تو گیره

تا بهت میگم خدافظ............دوس دارم گریت بگیره......دوس دارم گریت بگیره





تو عوض شدیو دیگه ............ نیستی اون آدم سابق

حالا تو سردی و بی مهر ............ ولی من عاشقه عاشق

فک میکردم که میمونی .......... تا ته قصه کنارم

کاش میدونستی که بی تو ............. من چقد بی کس و کارم

گفته بودی که دل تو ............تا تهش همیشه با ماس

اما خب نگفته بودی............آخر قصه همین جاس

فکر من پر شده بود از............این یه مشت امید واهی

کاش از اول میدونستم .......... تو رفیق نیمه راهی

چی میشه واسه یه بارم.........چشم به راه من بشینی

یا شبا وقتی که خوابی...........خوابای منو ببینی

خیلی حرفا توی قلبم..........هست هنوزم که هنوزه

نمیخوام اصلا بدونی.........که دلت واسم بسوزه....که دلت واسم بسوزه

دوس دارم بعد یه چن وقت ......... که منو ندیده باشی

وقتی که میای سراغم..........به خودت رسیده باشی

دیگه من حرفی ندارم..........ای خدا به من نظر کن

حرفای مونده تو قلبم ......... روی احساسش اثر کن

هرجوری دلت میخواد باش.........ولی خب بمون کنارم

مشکلم اینه که جز تو ........هیچ کسی رو دوس ندارم.....هیچ کسی رو دوس ندارم....هیچ کسی رو دوس ندارم

 

 



نوشته شده توسط :mahnazgh tf
پنجشنبه 3 آذر 1390-10:38 ق.ظ

داغ کن - کلوب دات کام

در یکی از شهرهای اروپایی پیرمردی زندگی می کرد که تنها بود.
هیچکس نمی دانست که چرا او تنهاست و زن و فرزندی ندارد.
او دارای صورتی زشت و کریه المنظر بود.
شاید به خاطر همین خصوصیت هیچکس به سراغش نمی آمد
و از او وحشت داشتند ، کودکان از او دوری می جستند
و مردم از او کناره گیری می کردند.
قیافه ی زننده و زشت پیرمرد مانع از این بود که کسی او را دوست داشته باشد
و بتواند ساعتی او را تحمل نماید. علاوه بر این ، زشتی صورت پیرمرد باعث تغییر
اخلاق او نیز شده بود.او که همه را گریزان از خود می دید دچار نوعی ناراحتی روحی شد
که می توان آن را به مالیخولیا تشبیه نمود همانطور که دیگران از او می گریختند
او هم طاقت معاشرت با دیگران را نداشت
و با آنها پرخاشگری می نمود و مردم را از خود دور می کرد.

داستان زیبای "قدرت لبخند" - www.RadsMs.com

سالها این وضع ادامه یافت تا اینکه یک روز همسایگان جدیدی در نزدیکی پیرمرد سکنی گزیدند آنها خانواده ی خوشبختی بودند که دختر جوان و زیبایی داشتند.یک روز دخترک که از ماجرای پیرمرد آگاهی نداشت از کنار خانه ی او گذشت اتفاقا همزمان با عبور او از کنار خانه ، پیرمرد هم بیرون آمد و دیدگان دخترک با وی برخورد نمود. اما ناگهان اتفاق تازه ای رخ داد پیرمرد با کمال تعجب مشاهده کرد که دخترک بر خلاف سایر مردم با دیدن صورت او احساس انزجار نکرد و به جای اینکه متنفر شده و از آنجا بگریزد به او لبخند زد.

لبخند زیبای دخترک همچون گلی بر روی زشت پیرمرد نشست.آن دو بدون اینکه کلمه ای با هم سخن بگویند به دنبال کار خویش رفتند.همین لبخند دخترک در روحیه ی پیرمرد تاثیر بسزایی داشت . او هر روز انتظار دیدن او و لبخند زیبایش را می کشید.دخترک هر بار که پیرمرد را می دید ، شدت علاقه ی وی را به خویش در می یافت و با حرکات کودکانه ی خود سعی در جلب محبت او داشت.

چند ماهی این ماجرا ادامه داشت تا اینکه دخترک دیگر پیرمرد را ندید. یک روز پستچی نامه ای به منزل آنها آورد و پدر دخترک نامه را دریافت کرد. وصیت نامه ی پیرمرد همسایه بود که همه ی ثروتش را به دختر او بخشیده بود.


نوشته شده توسط :mahnazgh tf
شنبه 14 آبان 1390-09:31 ق.ظ

داغ کن - کلوب دات کام

خیلی ها دوست دارند پوشه هایی که در رایانه دارند به دلیل خصوصی بودن مخفی کنید ولی الان هر کسی دیگه از هیدن رایانه خبر دارد و این مساله کمی سخت شده ولی با این ترفند می توانید پوشه های خود را مخفی کنید بدون اینکه کسی متوجه شود !!!!
ادامه مطلب

نوشته شده توسط :mahnazgh tf
پنجشنبه 5 آبان 1390-04:05 ب.ظ

داغ کن - کلوب دات کام

هیچ وقت عادت نداشته‌ام و ندارم موقعی كه ٢ نفر با هم گپ می‌زنند، گوش بایستم، ولی یك شب كه دیروقت به خانه آمدم و داشتم از حیاط رد می‌شدم، به طور اتفاقی صدای گفت و گوی همسرم و كوچك‌ترین پسرم را شنیدم. پسرم كف آشپزخانه نشسته بود و همسرم داشت با او صحبت می‌كرد. من آرام ایستادم و از پشت پرده به حرف‌های آنها گوش دادم.
ظاهراً چند تا از بچه‌ها در مورد شغل پدرشان لاف زده و گفته بودند كه آنها از مدیران اجرایی بزرگ هستند و بعد از باب من پرسیده بودند كه پدرت چه كاره است، باب درحالی كه سعی كرده بود نگاهش به نگاه آنها نیفتد، زیر لب گفته بود: "پدرم فقط یك كارگر معمولی است." همسر خوب من منتظر مانده بود تا آنها بروند و بعد درحالی كه گونه خیس پسرش را می‌بوسید، گفت: "پسرم، حرفی هست كه باید به تو بزنم."
تو گفتی كه پدرت یك كارگر معمولی است و درست هم گفتی، ولی شك دارم كه واقعاً بدانی كارگر معمولی چه جور كسی است، برای همین برایت توضیح می‌دهم. در همه صنایع سنگینی كه هر روز در این كشور به راه می‌افتند ..... در همه مغازه‌ها، در كامیون‌هایی كه بارهای ما را این طرف و آن طرف می‌برند ..... هر جا كه می‌بینی خانه‌ای ساخته می‌شود ..... هر جا که خطوط برق را می‌بینی و خانه‌های روشن و گرم، یادت نرود كه كارگرها و متخحصصین معمولی این كارهای بزرگ را انجام می‌دهند! درست است كه مدیران میزهای قشنگ دارند و در تمام طول روز، پاکیزه هستند. این درست است كه آنها پروژه‌های عظیم را طراحی می‌كنند ..... ولی برای آن كه رؤیاهای آنها جامه حقیقت به خود بپوشند ..... پسرم فراموش نکن که باید كارگرهای معمولی و متخصصین دست به كار شوند! اگر همه رؤسا، كارشان را ترك كنند و برای یك سال برنگردند، چرخ‌های كارخانه‌ها همچنان می‌گردد، اما اگر كسانی مثل پدر تو سر كارش نروند، كارخانه‌ها از كار می‌افتند. این قدرت زحمتکشان است. كارگرهای معمولی هستند كه كارهای بزرگ را انجام می‌دهند.
من بغضی را كه در گلو داشتم، فرو بردم، سرفه‌ای كردم و وارد اتاق شدم. چشم‌های پسر من از شادی برق می‌زدند. او با دیدن من از جا پرید و بغلم كرد و گفت: "پدر! به این كه پسر تو هستم، افتخار می‌كنم، چون تو یكی از آن آدم‌های مخصوصی هستی كه كارهای بزرگ را انجام می‌دهند."

برگفته از : کتاب نغمه عش


نوشته شده توسط :mahnazgh tf
پنجشنبه 5 آبان 1390-09:33 ق.ظ

داغ کن - کلوب دات کام

در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می فروختند و مردم نادان هم با پرداخت هر مقدار پولی قسمتی از بهشت را از آن خود می کردند. فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد... به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت:قیمت جهنم چقدره؟کشیش تعجب کرد و گفت: جهنم؟!مرد دانا گفت: بله جهنم.کشیش بدون هیچ فکری گفت: ۳ سکه مرد سراسیمه مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهید.کشیش روی کاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم مرد با خوشحالی آن را گرفت از کلیسا خارج شد. به میدان شهر رفت و فریاد زد: من تمام جهنم رو خریدم این هم سند آن است. دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ کس را داخل جهنم راه نمی دهم

نوشته شده توسط :mahnazgh tf
پنجشنبه 5 آبان 1390-09:13 ق.ظ

داغ کن - کلوب دات کام

مصرف چای سبز در تعداد انگشت شماری از خانواده ها رایج است اما این اطمینان وجود دارد که افراد با آگاهی از فواید این چای بیشتر به سمت مصرف این نوشیدنی باارزش جذب می شوند. اخیرا از فواید بسیار چای سبز صحبتهای زیادی می شود و حتی چای را بهترین نوشیدنی پس از آب می دانند. هم چای سیاه و هم چای سبز دارای رنگدانه هایی هستند که اثر کاهش ابتلا به سرطانهای مختلف در آنها دیده شده است. زمانی که چای با غلظتی مناسب دم بکشد، تنها محتوی نیمی از کافئین یک فنجان قهوه است. با این حال چای بدون کافئین هم وجود دارد.
ادامه مطلب

نوشته شده توسط :mahnazgh tf
چهارشنبه 4 آبان 1390-10:32 ق.ظ

داغ کن - کلوب دات کام









  • تعداد صفحات :16
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...