تبلیغات
عشقه دو حرفی - فاصله
هر کاری میکنم نمیتونم این خلاء آزار دهنده را پر کنم...

مانده ام در کار خویش...تو کجای زندگی من گم شدی؟؟؟

زمانی من اصرار بر دوست داشته شدن داشتم...

و امروز تو به زاری از من میخواهیی دوستت بدارم...

چیزی بین من و دلم وول میخورد که نمیگذارد...

نمیگذارد ، ناله های تورا بشنوم...چرا ؟؟؟

چرا مرا از خویش راندی؟؟؟ اکنون که مستاصل شده ای بازگشتی؟

نه...من این را نمیخواهم...گفته بودم بهتر از دل من دیگر چه میخواهی؟

خندیدی و رفتی...

چیری بین من و دلم وول میخورد...به گمانم فاصله باشد...




طبقه بندی: عاشقانه،

تاریخ : دوشنبه 12 اردیبهشت 1390 | 09:36 ق.ظ | نویسنده : mahnaz tabakh | نظرات