تبلیغات
عشقه دو حرفی - مطالب اردیبهشت 1389
همیشه خسته از روزای برفی
عشق پریشون شده ی دوحرفی
گفته بودم اگه دلت گرفتس
کنجه دلم جا واسه ی دلت هست
شاید دلت خواستو پاهات نیومد
یاشایدم دلت باهات نیومد
هرچی که بود بذار که گفته باشم
هرجا که هست دلت منم باهاشم
عشقه گذشته از پل دشته پر از گلایل
گمشده ی دو حرفی خستهی روز برفی
گفته باشم هنوزم اگه دلت گرفتس
بیا که کنج قلبم جا واسه ی دلت هست
حالا که تقویم من زمستوناش زیاده
تو کوچه های سردش همیشه برف و باده
باید بیای ببینم بهار خنده هاتو
بیا بذار تموم شه روزای برفی باتو
رنگ غمو به شعر شادم زده
دشت پر از گلایل غم زده
دلم میخواد خودت بیای ببینی
نبض منو قلب تو باهم زده...





تاریخ : یکشنبه 19 اردیبهشت 1389 | 05:53 ب.ظ | نویسنده : mahnaz tabakh | نظرات
پنجه روی تو حکاکی شده                         چادرت مادر چرا خاکی شده

نمیدانم از او چه بگویم؟ چگونه بگویم؟

خواستم از «بوسوئه» تقلید کنم ، خطیب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لوئی ، از «مریم» سخن میگفت.

گفت: هزار و هفتصد سال است که همه سخنوران عالم درباره مریم داد سخن داده اند.

هزار و هفتصد سال است که همه فیلسوفان و متفکران ملت ها در شرق و غرب ، ارزشهای مریم را بیان کرده اند.

هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان در ستایش مریم همه ذوق و قدرت خلاقه شان را بکار گرفته اند.

هزار و هفتصد سال است که همه هنرمندان ،چهره نگاران ،پیکره سازان بشر ، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی های اعجازگر کرده اند.

اما مجموعه گفته ها و اندیشه ها و کوششها و هنرمندیهای همه در طول این قرنهای بسیار ، به اندازه این یک کلمه نتوانسته اند عظمت های مریم را بازگویند که:

«مریم مادر عیسی است» 

   و من خواستم با چنین شیوه ای از فاطمه بگویم.

            باز درماندم:

   خواستم بگویم که:

فاطمه دختر خدیجه بزرگ است.

   دیدم که فاطمه نیست.

   خواستم بگویم که:

فاطمه دختر محمد(ص) است.

   دیدم که فاطمه نیست.

   خواستم بگویم که:

فاطمه همسر علی است.

   دیدم که فاطمه نیست.

   خواستم بگویم که:

فاطمه مادر حسین است.

   دیدم که فاطمه نیست.

   خواستم بگویم که:

فاطمه مادر زینب است.

   باز دیدم که فاطمه نیست.

   نه ، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.

«فاطمه،فاطمه است»
دکتر علی شریعتی
http://www.bsrw.ir/%5Cnewsimages%5Cuploads%5C2009_5_27_11_8_7705.5475YaaFatemeh1.jpg.jpg


تاریخ : شنبه 11 اردیبهشت 1389 | 11:39 ق.ظ | نویسنده : mahnaz tabakh | نظرات
شبی از شب ها ،

خواهم افتاد و خواهم مرد ،

اما می خواهم هر چه بیشتر بروم .

تا هرچه دورتر بیفتم ،

تا هرچه دیرتر بیفتم ،

هرچه دیرتر و دورتر بمیرم .

نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ،

پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم ،

افتاده باشم و جان داده باشم ،

همین .......

((دکتر علی شریعتی))

http://th01.deviantart.com/fs12/300W/i/2006/297/d/4/Leave_me_by_blackeagleonline.jpg






تاریخ : چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 | 10:55 ق.ظ | نویسنده : mahnaz tabakh | نظرات